|
به نام خداوند هر خفته ای ///////////// که نام خدا ذکر هر گفته ای
|
|
| "من زندهام به شایعهها اعتنا نکن / در شهر کشته اند کسی را شبیه من "(نجمه زارع) شنبه پانزدهم بهمن 1390
هر لحظه التماس مرا می شنید ، رفت در بین حرف های نگفته پرید ، رفت هر روز پشت عقربه ها گیج می دوید اما به محض اینکه به جایی رسید ، رفت از پشت شیشه دست برایم تکان نداد هو هو ! قطار سوت بلندی کشید ، رفت آنجا کنار جاده که پهن زمین شدم اوضاع خاکِ بر سر من را ندید ، رفت بغضم گرفت ، دور زدم خاطرات را از حال من گذشته به سمت بعید رفت
*این روزا روزای خیلی خوبین اما قدرشونو نمیدونم.خودم میدونم. بهترین دنیا رو دارم و بازم ناراضیم. حس عجیبیه ! خدا همه ی مریضا رو شفا بده !
**دوستان که نقد میکنید من دلیلی نمی بینم بخواد خصوصی باشه اینجا کسی به خاطر نظرش مواخذه نمیشه! پس لطفن نقد ها عمومی باشه تا بقیه دوستان هم استفاده کنند.
***به یه مزاحم (نوشته ی موقت) : بخواب !
+
14:33 نويسنده سهیل شفیعی
|
|